عبور از اندیشه’ مادی و قرار گرفتن تفکر آسمانی در نهاد زندگی
صدگونه رحمت کرده ای دیدی زمن صد غفلت و، صدها محبت کرده ای ****************** در من تو میجوشی نه من، وین می تو مینوشی نه من چون شکرت ای ساقی کنم، از بس کرامت کرده ای ************** هرجا که افتادم ز پا، ناگه تو را کردم صدا غافل که آندم هم مرا، نوعی هدایت کرده ای **************** تا آزم از نابخردی، چون کودکان چوبم زدی دریای رحمت بود اگر، گاهی عقوبت کرده ای ************** من چیستم؟ من کیستم؟ این عاریت من نیستم من هیچم ای بود ابد، با من مروت کرده ای *************** من در قفس، دل در هوس، ای با من اندر هر نفس خاری از این گلزار را، مشمول عزت کرده ای *************** جز او چه در گیتی بپا؟ او مایه بند نقشها دیدی به جز او هرچه را، ای دیده غفلت کرده ای ¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
| Design By : Night Melody |

