عبور از اندیشه’ مادی و قرار گرفتن تفکر آسمانی در نهاد زندگی
من در سکوت خلوت شبهای تلخ خویش در جستجوی تو مرغ خیال را پرواز میدهم همراه هر نسیم به هر سوی میدوم نام تو را به زمزمهء عاشقانه ای آواز میدهم ************************ در صحن باغ های جهان میخزم به شوق تا در شکوفه ها یا در دهان گُل شاید ز خنده های تو یابم نشانه ها ..................... تا بشکفم به روی تو در صبح نوبهار ره میبرم به نطفهء سبز جوانه ها ..................... تا بوسه ای به خواب ربایم ز گونه ات در ماهتاب میدمم و با چراغ ماه پر میکشم به روزن خاموش خانه ها **************************** ای یار گمشده خود را نهان کنم به شعاع نگاه ها شاید که بوسه ای بستانم ز روی تو پنهان شوم به عطر لطیف نسیم صبح تا عاشقانه پنجه بسایم به موی تو ************************* ای یار نازنین ای آفتاب گمشده در ابرهای تیره بار دگر به شام تنهایی طلوع کن باز آ و در نوازش لب های کامبخش با بوسه ها حکایت نو را شروع کن ¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
| Design By : Night Melody |

