عبور از اندیشه’ مادی و قرار گرفتن تفکر آسمانی در نهاد زندگی
که این زمانه نماند نیاز دلشُده و ناز دلبرانه نماند ************* گُلی ز گُلشن فرصت بچین و یاد خزان باش همیشه باغ جوانی پُر از جوانه نماند ************** به باد رفتن گُلهای زرد با دل من گفت: خزان خواجه ز ره آید و خزانه نماند ************** دل شکستهء ما را بخر به نیم نگاهی که دلنوازی چشم تو جاودانه نماند ************** نشان گرفت دلم را دو چشم مست تو اما مُدام تیر نگاهت به این نشانه نماند *************** تو این چنین که کمر بسته ای به کُشتن عاشق عجب مدار که دلداده در میانه نماند *************** ز عشق گُل بشنو بانگ بلبلان که به یکدم بهار بگذرد و لذت ترانه نماند ************** به پای دوست چنان سر فرود آر که از ره حیله به دست دشمن بیهوده گو بهانه نماند ************** اگر که دل نباشد استخوان تن به چه ارزد؟ صفای خانه مجو گر خدای خانه نماند *************** مباد آنکه ز بیداد دشمنان محبت به خلوت شب ما نجوای عاشقانه نماند ¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
| Design By : Night Melody |

