عبور از اندیشه’ مادی و قرار گرفتن تفکر آسمانی در نهاد زندگی
به هر زمان بتوانی بگو به او غم خود را به هر زبان که بدانی ********* شبان تیره به مژگان چراغ اشک برآویز که آتش دل خود را به گریه ها بنشانی ********** کجاست شمع یقین تو ای نشسته به ظلمت؟ رسیده عمر به پایان و باز هم به گمانی! ******** صلای رحمت عامش تو را به لطف بخواند به هر نفس که از او غافلی به کام زیانی ******** چه سالها که زعمرت گذشت و باز جنینی چه سعی ها که نکردی و در هوای جنانی ¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
بخوان با عشق خدا را
نوشته شده در جمعه یکم مهر ۱۳۹۰ساعت
۹:۴۲ ق.ظ توسط مازیار پورگودرزی| |
| Design By : Night Melody |

