عبور از اندیشه’ مادی و قرار گرفتن تفکر آسمانی در نهاد زندگی
هوای بهشت بود موج نسیم مخملی و رقص برگها من بودم و تو بودی و ابری که گاه گاه میریخت روی زُلف تو نُقل تگرگها ************ گرد من و تو غیر از عروس شکوفه ها ابریشم لطیف هوای بهار بود از دولت نسیم لطیفی که میوزید بر باغ سینهء تو گُل بیشمار بود ************** بسیار نسترن که به همراه رقص باد چون پولکی درشت به موی تو مینشست پروانه ای سپید ، سبکبال و بوسه خواه به جای گُل به گُلبُن روی تو مینشست *************** اردیبهشت آمد و در ذهن خسته ام آن لحظه های رفته به یاد تو جان گرفت نام تو در حضور جمع بر لبم شکفت الماس اشک پرده ز راز نهان گرفت **************** زآن روزهای خوب خدا ماهها گذشت رفتی ولی امید تو با جان سرشته است یاد تو را چگونه ز خاطر برم که عشق نام تو را به برگ برگ درختان نوشته است *************** در هر بهار با نگه جستجوگرم میجویمت میان گُل و رقص برگها من مانده ام به یاد تو در باغ خاطرات گریان میان خندهء نُقل تگرگها *************** آن کوچه باغ و نسترن و مخمل نسیم با هر بهار هست اما تو نیستی اردیبهشت هست هوای بهشت هست اما تو نیستی ¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
| Design By : Night Melody |

