آکواریوم تا اقیانوس AQUARIUM TO OCEAN

عبور از اندیشه’ مادی و قرار گرفتن تفکر آسمانی در نهاد زندگی

اردیبهشت بود و

هوای بهشت بود

موج نسیم مخملی و

رقص برگها

من بودم و تو بودی و

ابری که گاه گاه

میریخت روی زُلف تو

نُقل تگرگها

************

گرد من و تو غیر از عروس شکوفه ها

ابریشم لطیف هوای بهار بود

از دولت نسیم لطیفی که میوزید

بر باغ سینهء تو گُل بیشمار بود

**************

بسیار نسترن که به همراه رقص باد

چون پولکی درشت به موی تو مینشست

پروانه ای سپید ، سبکبال و بوسه خواه

به جای گُل به گُلبُن روی تو مینشست

***************

اردیبهشت آمد و در ذهن خسته ام

آن لحظه های رفته به یاد تو جان گرفت

نام تو در حضور جمع بر لبم شکفت

الماس اشک پرده ز راز نهان گرفت

****************

زآن روزهای خوب خدا

ماهها گذشت

رفتی ولی امید تو با جان سرشته است

یاد تو را چگونه ز خاطر برم که عشق

نام تو را به برگ برگ درختان نوشته است

***************

در هر بهار با نگه جستجوگرم

میجویمت میان گُل و رقص برگها

من مانده ام به یاد تو در باغ خاطرات

گریان میان خندهء نُقل تگرگها

***************

آن کوچه باغ و نسترن و مخمل نسیم

با هر بهار هست اما تو نیستی

اردیبهشت هست

هوای بهشت هست

اما تو نیستی

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم آذر ۱۳۸۹ساعت ۱۲:۲۳ ب.ظ توسط مازیار پورگودرزی| |

Design By : Night Melody