عبور از اندیشه’ مادی و قرار گرفتن تفکر آسمانی در نهاد زندگی
دلآرامی، دل انگیزی قیامت قامتی داری چه بنشینی، چه برخیزی ***************** ز دلها آفرین خیزد چو چشمت را بگردانی شوند آیینه ها حیران چو زُلفت را به رخ ریزی ***************** بهاران سرانگشتت هزاران غنچه رویاند اگر بر شاخهء خشکی چو برگ گُل بیاویزی ***************** نسیم زُلف جانبخشت درختان را به رقص آرد تو پیک نوبهارانی مسیح فصل پاییزی **************** کند بلبل غزلخوانی اگر گیسو برافشانی گُلاب افشان شود شبنم اگر با گُل درآمیزی **************** تو در آغوش پیراهن چو قرص ماه در ابری مبادا از دلم چون خندهء مهتاب بگریزی **************** من از بیداد مجنونی اگر همتای فرهادم تو از غوغای لیلایی دوصد شیرین پرویزی **************** به این تاب سر گیسو چرا از غصه بیتابی؟ فدای مستی چشمت چرا از گریه لبریزی؟ *************** شگفتا قند میسایی بدین شیرین سخن گفتن ز لبها گُل برافشانی ز دلها شکر انگیزی ¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
| Design By : Night Melody |

