آکواریوم تا اقیانوس AQUARIUM TO OCEAN

عبور از اندیشه’ مادی و قرار گرفتن تفکر آسمانی در نهاد زندگی

با گلرخی به بستان گفتم: پس از چمیدن

هنگام چیست؟ گفتا: با بوسه غنچه چیدن!

****

گفتم که: در لب تو جان منست گفتا:

شیرین رسی به کامی با جان به لب رسیدن!

****

گفتم که: چیست رویت در شام زلف؟ گفتا:

مهتاب پشت ابرست در حالت دمیدن!

****

گفتم: ستاره ها چیست بر سقف آسمان؟ گفت:

اشکی بود به مژگان در لحظهء چکیدن!

*****

خوش دولتیست با دوست در پای گل نشستن

وانگه حدیث دل را از دلبران شنیدن!

****

گاهی به روی ماهی با بوسه گل نشاندن

گه پا به پای یاری بر هر چمن چمیدن!

****

مهتاب شب چه زیباست با آفتابرویی

در زیر چتر گلها بر سبزه آرمیدن

*****

هر لحظه آن دلارام در کار دلربائیست

دلداده را نشاید دست از طلب کشیدن

****

آهووشا! غزالا! ما مست آن نگاهیم

چون آهوان خطا بود از عاشقان رمیدن

****

پروانه شو به هر باغ تا عطر گل بنوشی

ذوقی ندارد ای دل در پیله ها تنیدن

*****

گیتی به کس نپاید وز او وفا نشاید

زین سنگدل همان به روزی طمع بریدن

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم آذر ۱۳۸۹ساعت ۲:۴۶ ب.ظ توسط مازیار پورگودرزی| |

Design By : Night Melody