آکواریوم تا اقیانوس AQUARIUM TO OCEAN

عبور از اندیشه’ مادی و قرار گرفتن تفکر آسمانی در نهاد زندگی

بی تو شوریدگی چنان سرد است

که به بیزاریش نمی ارزد

**********

بی تو عمر آنچنان پراز درد است

که به بیماریش نمی ارزد

**********

بی تو ساغر به گردش آوردن

نه سروری نه حال میبخشد

**********

بی تو مستی به جای بیخبری

پای تا سر ملال میبخشد

*********

بی تو سیر و سفر به باغ بهشت

خیمه بردن به شوره زارانست

*********

بی تو در بین جمع بنشستن

سر نهادن به کوهسارانست

*************

بی تو خواب نشاط آور صبح

همچو سنگی به سینه سنگین است

***********

بی تو هر گونه لذت و عیشی

چون اجل در کنار بالین است

************

بی تو هرگونه شعری و سازی

داستانگوی نامرادیهاست

************

بی تو هر بانگ مرغ خوشخوانی

خبر شوم مرگ شادیهاست

*************

بی تو هر خندهء جنون آمیز

گریه بر گور آرزومندیست

***********

بی تو این خنده های محنت بار

گُل بی بوی یاس پیوندیست

************

بی تو در بزم اهل دل رفتن

خود فریبی به شوق بیخبریست

************

بی تو هر شعر بر زبان آید

سرگذشتی ز درد دربدریست

*********

تا به چشمت کسی نظر نکند

خبر از حال من کجا دارد؟

**********

بکن آزارم آنچه بتوانی

دل من هم بدان خدا دارد

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

نوشته شده در دوشنبه هشتم آذر ۱۳۸۹ساعت ۵:۹ ب.ظ توسط مازیار پورگودرزی| |

Design By : Night Melody