آکواریوم تا اقیانوس AQUARIUM TO OCEAN

عبور از اندیشه’ مادی و قرار گرفتن تفکر آسمانی در نهاد زندگی

یارم آمد به برم

همچو گُلی جامه دران

گفت: کای چشم و دلم

بر تو و قلبت نگران

*************

بر بلندای سخن،

بانگ بزن، شکوه مکن

که درازست بسی

قصهء کوته نظران

**************

از فرومایه حسودان

به ملالت منشین

جان خود را مکن آزرده

از این جانوران

************

گل من تا که فروبست

لب از گفتهء خویش

گفتم: ای یار ندارم

خبر از بیخبران

************

ببر از عاشق دلباخته

پیغامی چند

سوی کوته نظران،

 مدعیان، کینه وران

************

گو که ای ماست شُل

از کینهء دیرین بگذر

که نیرزد به تعب

دور ِ جهان گذران

***********

مهلتی نیست، وفاکن

که سرانجام شود

کاسه های سر ما

خاک و گل کوزه گران

**********

رنج بیهوده مبر

من به تو مانند نیم

سر خود گیر و به این غصه

گریبان مدران

***********

تو و پابوسی زرین کمران

در همه عمر

من و گلبوسه به یاقوت

لب سیمبران

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

نوشته شده در دوشنبه هجدهم آبان ۱۳۸۸ساعت ۲:۴۰ ب.ظ توسط مازیار پورگودرزی| |

Design By : Night Melody