عبور از اندیشه’ مادی و قرار گرفتن تفکر آسمانی در نهاد زندگی
غم یار دارد ز حال غمزده ای همچو من خبر دارد **************** منم به یاد عزیزم چو مرد خسته دلی که جسم در وطن و روح در سفر دارد ***************** کجاست دست محبت که با عنایت بخت ز روی سینهء من سنگ غصه بردارد **************** منم به کُنج قفس در هوای جنگل دور خوشا به حالت مرغی که بال و پر دارد *************** من و دعای دمادم دعایی از سر سوز به جان آنکه چو من چشم خود به در دارد *************** به انتظار عزیزی بسا دل تنهام دو گوش خویش به پیغام نامه بر دارد ************** صفای باغ بُود از هوای بارانی چو گُل شکُفته شود هرکه چشم تر دارد **************** به عالمی ندهم حال عارفانهء خویش خبر ز خواجه ندارم که سیم و زر دارد ************** ز باده های مجازی به جُز خُمار مجوی شرابخانهء حق مستی دگر دارد ************** ز زیر زُلف نگاهی به ناز کرد و گذشت هزار شُکر که چشمش به ما نظر دارد ¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
| Design By : Night Melody |

