آکواریوم تا اقیانوس AQUARIUM TO OCEAN

عبور از اندیشه’ مادی و قرار گرفتن تفکر آسمانی در نهاد زندگی

هر آنکه در شب غربت

غم یار دارد

ز حال غمزده ای همچو من

خبر دارد

****************

منم به یاد عزیزم

چو مرد خسته دلی

که جسم در وطن و

روح در سفر دارد

*****************

کجاست دست محبت

که با عنایت بخت

ز روی سینهء من

سنگ غصه بردارد

****************

منم به کُنج قفس

در هوای جنگل دور

خوشا به حالت مرغی

که بال و پر دارد

***************

من و دعای دمادم

دعایی از سر سوز

به جان آنکه چو من

چشم خود به در دارد

***************

به انتظار عزیزی

بسا دل تنهام

دو گوش خویش

به پیغام نامه بر دارد

**************

صفای باغ

بُود از هوای بارانی

چو گُل شکُفته شود

هرکه چشم تر دارد

****************

به عالمی ندهم

حال عارفانهء خویش

خبر ز خواجه ندارم

که سیم و زر دارد

**************

ز باده های مجازی

به جُز خُمار مجوی

شرابخانهء حق

مستی دگر دارد

**************

ز زیر زُلف

نگاهی به ناز کرد و گذشت

هزار شُکر

که چشمش به ما نظر دارد

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

نوشته شده در دوشنبه هجدهم آبان ۱۳۸۸ساعت ۲:۳۱ ب.ظ توسط مازیار پورگودرزی| |

Design By : Night Melody