عبور از اندیشه’ مادی و قرار گرفتن تفکر آسمانی در نهاد زندگی
نور خدا نیست تو را دردی بُود کآن را دوا نیست ************* یکی گفتا که: ایزد در کجا هست؟ به او گفتم که: ای غافل کجا نیست؟ ************** فروغش در دل روشن هُویداست و لیکن تیره دل گوید: خدا نیست **************** مگر رُخسار خود روشن توان دید؟ در آن آیینه که در وی صفا نیست؟ **************** نصیب زرپرستان زردروئی است نشان روسپیدی در طلا نیست *************** عجب دردی بُود دنیاپرستی که درمانش به قانون شفا نیست **************** بیا ای خواجه دنیا را رها کن وگرنه جانت از چنگش رها نیست ***************** به درویشان دلی تابنده دادند که یک دانگش نصیب اغنیا نیست ******************* چه آتشها که در کاخ ستم ریخت مگو دیگر اثر در ناله ها نیست ¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
| Design By : Night Melody |

