عبور از اندیشه’ مادی و قرار گرفتن تفکر آسمانی در نهاد زندگی
آسمان پیداست نه آسمان، که ز یک مردمک جهان پیداست ************** تو مست حق نشدی گرچه رنگ بادهء ناب بدون جام ز هر شاخهء رزان پیداست *************** به پرده پردهء قدرت اگر نظر فکنی به چشم عشق بسی نکتهء نهان پیداست *************** نشانه هاست از او روشنای چشم تو کو؟ به هر طرف نگری صُنع بی نشان پیداست **************** زبان برگ سحرگه به گوش گُل میگفت: که یار در غزل مرغ نغمه خوان پیداست ****************** بگو به ظلمتیان برای روشنی دلها چراغ های درخشان در آسمان پیداست **************** سفر نمیکنی از خود وگرنه تا بارگاه دوست منازلی است که راهش ز کهکشان پیداست **************** چه بهره ای است تو را در بهای عمر عزیز ز گفته شرم مکن سودت از زیان پیداست ¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
| Design By : Night Melody |

