آکواریوم تا اقیانوس AQUARIUM TO OCEAN

عبور از اندیشه’ مادی و قرار گرفتن تفکر آسمانی در نهاد زندگی

ببین ز پنجرهء چشم تو

آسمان پیداست

نه آسمان، که ز یک مردمک

جهان پیداست

**************

تو مست حق نشدی

گرچه رنگ بادهء ناب

بدون جام

ز هر شاخهء رزان پیداست

***************

به پرده پردهء قدرت

اگر نظر فکنی

به چشم عشق

بسی نکتهء نهان پیداست

***************

نشانه هاست از او

روشنای چشم تو کو؟

به هر طرف نگری

صُنع بی نشان پیداست

****************

زبان برگ

سحرگه به گوش گُل میگفت:

که یار

در غزل مرغ نغمه خوان پیداست

******************

بگو به ظلمتیان

برای روشنی دلها

چراغ های درخشان

در آسمان پیداست

****************

سفر نمیکنی از خود

وگرنه تا بارگاه دوست

منازلی است که راهش

ز کهکشان پیداست

****************

چه بهره ای است تو را

در بهای عمر عزیز

ز گفته شرم مکن

سودت از زیان پیداست

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم آبان ۱۳۸۸ساعت ۵:۴۱ ب.ظ توسط مازیار پورگودرزی| |

Design By : Night Melody