عبور از اندیشه’ مادی و قرار گرفتن تفکر آسمانی در نهاد زندگی
شیفتهء بیان تو وقت سخن چه میکنی؟ گُل دمد از لبان تو **************** چشم منی ز هر نظر جان دهمت به یک خبر حرف محبتی اگر بشنوم از زبان تو **************** عاشق چشم بسته ام بسکه دویده خسته ام یک دم اگر ببینمت جان بدهم به جان تو **************** ای همه چاره ها ز تو نور ستاره ها ز تو شب منم و دو چشم تر خیره بر آسمان تو ***************** عقل ز تو کنایتی خلق ز تو حکایتی نیست تو را نهایتی کس نداند نشان تو **************** بندهء بینوا منم گمشده در خطا منم یار تویی گدا منم آمده در امان تو **************** ای ز نگاه ما نهان لیک عیان تر از عیان شمس و قمر بر آسمان شعلهء کهکشان تو **************** من به زمانه چیستم؟ بی مدد تو نیستم هستم اگر بایستم در صف عاشقان تو ¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
| Design By : Night Melody |

