آکواریوم تا اقیانوس AQUARIUM TO OCEAN

عبور از اندیشه’ مادی و قرار گرفتن تفکر آسمانی در نهاد زندگی

لب تو لُطف و صفا داد

به خندیدن گُل

دیدن روی تو خوشتر بُود از

دیدن گُل

***********

گُل لطیف است و ندارد

نفسی تاب نسیم

لرزه آرد به تنم

لحظهء لرزیدن گُل

**************

بستر عشق به یاد آورد و

مستی وصل

حالت جنبش پروانه و

بوسیدن گُل

***************

دل معشوق هم

از دوری عاشق خون است

گوش کن در غم مرغان چمن

شیون گُل

*************

یارم آمد به چمن

نازکُنان ، غلت زنان

بستر سبز چمن دیدم و

غلتیدن گُل

***************

بوسه ام از گُل لب داد و

خرامید به باغ

مست لبها شدم و

مست خرامیدن گُل

*****************

هرچه دلشادتری

عمر تو کوتاه تر است

چیدن گُل بُود از

خنده و رقصیدن گُل

****************

گر ندیدی که گُلی

بر لب گُل بوسه زند

گُلرخان را بنگر

موقع بوئیدن گُل

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

نوشته شده در سه شنبه دوازدهم آبان ۱۳۸۸ساعت ۳:۳۰ ب.ظ توسط مازیار پورگودرزی| |

Design By : Night Melody