عبور از اندیشه’ مادی و قرار گرفتن تفکر آسمانی در نهاد زندگی
در مرغ شباهنگ گرفت نگهی کردی و گُل خنده زد و رنگ گرفت ******************** عکسی افتاد ز رُخسار تو در بزم وجود شعله ای بر زد و در سُرخی نارنگ گرفت ******************* آسمان در شب دیدار تو بزمی آراست ماه در جلوه شد و زهره به کف چنگ گرفت ******************* عجبی نیست مرا از شب موسی در طور که تجلای تو برقی شد و در سنگ گرفت ******************* دل اگر سوی خدا بود تجلیگه اوست هر که برتافت از او آینه اش زنگ گرفت ****************** سپر افکندم و خاموش نشستم که خیال عرصه را بر من و میدان سخن تنگ گرفت ¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
| Design By : Night Melody |

