آکواریوم تا اقیانوس AQUARIUM TO OCEAN

عبور از اندیشه’ مادی و قرار گرفتن تفکر آسمانی در نهاد زندگی

جامم تُهی است ساقی

امشب بیا صفا کن

جامی بریز و جانم

جام جهان نما کن

***************

ای من فدای دستت

وآن چشم نیمه مستت

امشب مرا به مستی

از خویشتن جدا کن

***************

ای ماه سرو بالا

ای سرو ماه سیما

هجران بلای ما شد

آزادم از بلا کن

***************

یکدم به مهربانی

بگشا گره ز ابرو

سر نه به سینهء من

گیسو به ناز وا کن

***************

از آن دو چشم خونریز

و آن قامت بلاخیز

شوری به جانم افکن

هنگامه ای به پا کن

*****************

عُمر من و تو ای گُل

چندان وفا ندارد

در این دو روز فرصت

ای بیوفا وفا کن

***********

بیگانه ام کن از خویش

دیوانه ام کن از عشق

در خون بکش بسوزان

بیداد کن جفا کن

**************

روزی که لالهء سرخ

روید ز تُربت ما

ز آنجا اگر گذشتی

آنروز یاد ما کن

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

نوشته شده در دوشنبه یازدهم آبان ۱۳۸۸ساعت ۴:۵۳ ب.ظ توسط مازیار پورگودرزی| |

Design By : Night Melody