عبور از اندیشه’ مادی و قرار گرفتن تفکر آسمانی در نهاد زندگی
چه تدبیری مرا؟ من که بیزارم ز کار گٍل چه تزویری مرا؟ ************* من که سیرابم چنین از چشمهء جوشان عشق خلق اگر با من نمیجوشد چه تاءثیری مرا؟ ************** من که با چشم حقارت عالمی را بنگرم سنگ اگر بر سر بکوبندم چه تحقیری مرا؟ **************** خامهء قدرت به نامم برگ آزادی نوشت ای اسیران زین گرامی تر چه تقدیری مرا؟ ¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
من که مشغولم به کار دل
نوشته شده در دوشنبه یازدهم آبان ۱۳۸۸ساعت
۱:۴۶ ب.ظ توسط مازیار پورگودرزی| |
| Design By : Night Melody |

