عبور از اندیشه’ مادی و قرار گرفتن تفکر آسمانی در نهاد زندگی
دلی که حال دعا ندارد؟ چرا نگرید ز بینوائی کسی که دل با خدا ندارد ********************** زخواب مستی دو دیده وا کن به خلوت شب خدا خدا کن خدای خود را شبی صدا کن که درد غفلت دوا ندارد ******************** به هر کلامی که شور او نیست به هر سرائی که نور او نیست کلام بی او اثر نبخشد سرای بی او صفا ندارد ***************** زآزمندی چو بیقراران به شوق گنجی، اسیر رنجی جمال راحت نبیند آن کس که سر به کوی رضا ندارد **************** اگر دلی را به ناله آری ز برق آهش امان نداری بلا درافتد به هرچه داری که چوب یزدان صدا ندارد **************** چو آه مظلوم کند کمانه سرای ظالم شود نشانه چو برق بگریز از این میانه که تیر آهش خطا ندارد ************* چو مُرغ جانت زتن رها شد همیشه زنده است مگو کجا شد؟ کسی چو میرد مگو فنا شد که نقش هستی فنا ندارد ¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
| Design By : Night Melody |

