آکواریوم تا اقیانوس AQUARIUM TO OCEAN

عبور از اندیشه’ مادی و قرار گرفتن تفکر آسمانی در نهاد زندگی

چرا ننالد زتیره بختی

دلی که حال دعا ندارد؟

چرا نگرید ز بینوائی

کسی که دل با خدا ندارد

**********************

زخواب مستی دو دیده وا کن

به خلوت شب خدا خدا کن

خدای خود را شبی صدا کن

که درد غفلت دوا ندارد

********************

به هر کلامی که شور او نیست

به هر سرائی که نور او نیست

کلام بی او اثر نبخشد

سرای بی او صفا ندارد

*****************

زآزمندی چو بیقراران

به شوق گنجی، اسیر رنجی

جمال راحت نبیند آن کس

که سر به کوی رضا ندارد

****************

اگر دلی را به ناله آری

ز برق آهش امان نداری

بلا درافتد به هرچه داری

که چوب یزدان صدا ندارد

****************

چو آه مظلوم کند کمانه

سرای ظالم شود نشانه

چو برق بگریز از این میانه

که تیر آهش خطا ندارد

*************

چو مُرغ جانت زتن رها شد

همیشه زنده است مگو کجا شد؟

کسی چو میرد مگو فنا شد

که نقش هستی فنا ندارد

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

نوشته شده در دوشنبه یازدهم آبان ۱۳۸۸ساعت ۱۱:۲۹ ق.ظ توسط مازیار پورگودرزی| |

Design By : Night Melody