عبور از اندیشه’ مادی و قرار گرفتن تفکر آسمانی در نهاد زندگی
ندارند آگهی از حال درویش *************** بود خواب سبکباران به دلخواه ولیکن خواجه میخسبد به تشویش **************** هزاران بار رنج افکنده بر پُشت نهاده گنج باد آورده در پیش ***************** غنی را قصرهای زرنگارست فقیران را نباشد کلبه ای بیش ************** دل زحمتکشان دریای پُر نوش شب گنج آوران صحرای پُر نیش *************** به درویشان دلی آرام دادند غنی، ترسنده از بیگانه و خویش ***************** توانگر چیست؟ بیماری گرفتار درون آشفته و غمگین و دلریش ***************** فقیر، آسوده خاطر، خنده بر لب توانگر، بد زبان، بد دل ، بداندیش *************** تو ای مجنون زر با من میامیز که بیزارم ز دزدان درم کیش **************** تو و تشویش زر در عمر ننگین من و خواب گُوارا در شب خویش ¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
| Design By : Night Melody |

