عبور از اندیشه’ مادی و قرار گرفتن تفکر آسمانی در نهاد زندگی
هر زمان نخواهد ماند چه جای کام؟ کز ایشان نشان نخواهد ماند ********************** ز راه سُخره مخند ای جوان به قامت پیر که تیر قد تو هم بی کمان نخواهد ماند ********************** چو نوبت تو رسد فرصت رهایی نیست ز چنگ مرگ کسی در امان نخواهد ماند ******************** ز زنگ قافله فریاد کوچ می آید چنانکه آتشی از کاروان نخواهد ماند ****************** به روز واقعه منظومه ها فرو ریزند چراغ مهر بر این آسمان نخواهد ماند ******************** بهار و باغ دگر جستجو کن ای بلبل که با نسیم خزان آشیان نخواهد ماند ********************** به دوستی قسم ای یار مهربان که مُدام جهان به کام دل دشمنان نخواهد ماند *********************** پیاده را بنگر چون سواره میگذری که این سمند تو را زیر ران نخواهد ماند *********************** بهار میرسد از راه و گُل به جوش آید بگو به بلبل غمگین خزان نخواهد ماند ********************** سبک به شانهء من سر نهاد و دانستم همیشه یار به من سر گران نخواهد ماند ¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
| Design By : Night Melody |

